باران

اجابتت میکند آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی را بخنداند..

با می به کنار جوی می​باید بود

وز غصه کناره​جوی می​باید بود

این مدت عمر ما، چو گل ده روز است

خندان لب و تازه​روی می​باید بود


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 04:54 ب.ظ توسط yakob rahimi نظرات |

[http://www.aparat.com/v/8aa5e503456614c8190babaa530c97a4129056]

نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1391 ساعت 12:35 ق.ظ توسط fateme rabet نظرات |

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری دوم www.pichak.net كلیك كنید

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

 

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم ...

 


****ادامه مطلب***
نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ساعت 11:31 ق.ظ توسط seyede malihe dehghanian نظرات |

حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارشان میفرمایند:


پدر جان!دریغ و آه از فراق تو،ای پدر چه بسیار بزرگ است تاریکی و ظلمتی که در مجالس پس از تو مشاهده میگردد و من دور مانده از جناب تو دریغ و افسوس میخورم که هرچه زودتر نزد تو آیم.


(در عزای تو) ابالحسن امین سوگوار است؛ پدر دو فرزندت حسن و حسین،برادر و امام برگزیده و دوست بی مانند تو، همو که در کودکی او را بزرگ و تربیت کردی و سپس برادرت خواندی.


او که بزرگترین دوستان و محبوبترین اصحاب در پیشگاه تو بود.


او که در پذیرش اسلام از همه پیشی گرفت و یاور دین گشت و هجرت کرد.


ای (پدر بزرگوار) ای بهترین انسانها! اکنون (بیا و بنگر که) او را اسیر گونه (به طرف بیعت تحمیلی) می کشند و می برند.


(پد جان)! غم سوگواری (تو) مارا گرفته (و در هم کوبیده) است و گریه(های مداوم) قصد جان ما را دارد، و بدی روزگار دامنگیرمان شده است.


فریاد ای محمد: فریاد ای دوست،فریاد ای پدر،فریاد ای اباالقاسم،فریاد ای احمد، فریاد از کمی یاران و یاوران، فریاد از ناله بسیار، فریاد از مشکلات فراوان، فریاد از مصیبت و اندوه زیاد، فریاد از مصیبت جانکاه!


پس از این سخنان درد آلود و غمبار،صیحه ای زد و بیهوش بر زمین افتاد.


ریاحین الشریعه ج1 ص 249 و احقاق الحق ج10 ص 427 الی 130




نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ساعت 11:01 ق.ظ توسط fateme rabet نظرات |

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمه خوانی میکند

همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند

بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گل فشانی میکند

ما به داغ عشقبازی ها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمک پرانی میکند

نای ما خاموش ولی این زهره ی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند

سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند

با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند

بی‌ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند

می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکن



نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 06:33 ب.ظ توسط yakob rahimi نظرات |

....به کرم سبز بیندیش !
بیش تر زندگانی اش را روی زمین می گذراند
به پرندگان حسد می ورزد
از سرنوشتش خشمگین است
و از شکل خویش ناخشنود است
می اندیشد: « من منفورترین موجوداتم»
زشت- کریه و محکوم به خزیدن بر روی زمین
اما یک روز مادر طبیعت از کرم می خواهد پیله ای بتند.
کرم یکه می خورد.
پیش از این هرگز پیله ای نساخته.
گمان می کند باید گور خود را بسازد
گمان می کند زمان مرگش فرا رسیده است.
هر چند از زندگی خود تا آن لحظه ناخشنود است:
به خدا شکوه می برد
« خدایا- درست زمانی که به همه چیز عادت کرده ام از من می گیری»
آن گاه خود را نومیدانه در پیله حبس می کند و منتظر پایان می ماند
مدتی می گذرد
در می یابد که به پروانه ای زیبا تبدیل شده
می تواند به آسمان پرواز کند
و بسیار تحسینش کنند
حال از معنای زندگی و از برنامه های خدا شگفت زده شده است !

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 ساعت 11:56 ب.ظ توسط yakob rahimi نظرات |


معرفت نیست در این معرفت آموختگان 
ای خوشا دولت دیدار دل افروختگان 

دلم از صحبت این چرب زبانان بگرفت 
بعد ازین دست من و دامن لب دوختگان 

عاقبت بر سر بازار فریبم بفروخت 
ناجوانمردی این عاقبت اندوختگان 

شرمشان باد ز هنگامه رسوایی خویش 
این متاع شرف از وسوسه بفروختگان 

یار دیرینه چنان خاطرم از کینه بسوخت 
که بنالید به حالم دل کین توختگان 

خوش بخندید رفیقان که در این صبح مراد 
کهنه شد قصه ما تا به سحر سوختگان 

                     فریدون توللی

نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 ساعت 10:45 ق.ظ توسط yakob rahimi نظرات |

 سلام دوستان عزیز..این هم آخرین پست امسال و آخرین دست نوشته من:


  سالی که گذشت، با همه خوبیها و بدیهاش گذشت و تموم شد..


نوروز می آید و آیین رفاقت را نگهبانی میکند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستان هستند..


 از نوروز تازه شدن را بیاموزیم..محبت را...


یادمان باشد حرفی نزنیم که به دیگران بر بخورد..


یادمان باشد حرمت ها را نگه داریم...بخصوص حرمت دوستیها..حرمت قلبها..حرمت دلها...حرمت


عشقها...و حرمت حرف دیگران..


یادمان باشد که یک ثانیه طول میکشد تا دلی را یشکنیم، اما یک عمر تا  ترمیمش کنیم...


یادمان باشد که تنها می آییم و تنها میرویم،حیف است که تنها بمانیم...


یادمان باشد که در جهان گریاندن راحت است، اشکها را پاک کنیم...


 یادمان باشد اندیشیدن به پایان هرچیز شیرینی حضورش را تلخ میکند..بگذاریم پایان مارا غافلگیر کند، درست مانند

آغاز..


یادمان باشد دوستها را آزرده نکنیم چرا که اگر از دستشان دادیم دیگر برگشتنی نیستند...


به انتظار بیندیشیم که چه صبورانه در تمامی لحظات ما را همراهی میکند و اما  ما....چه عجولانه و با شتاب منتظر پایان انتظار


هستیم،غافل از اینکه انتظار هیچگاه ما را تنها رها نخواهد کرد چرا که پایان هر انتظار،آغاز انتظاری دیگر است...


یادمان باشد کاری کنیم که هر روزمان عید باشد..و به  قول سهراب سپهری:


  نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی...


به حباب نگران لب یک رود قسم،


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم میگذرد،


آنچنان که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


بر  تن لحظه ی خود ، جامه ی اندوه مپوشان هرگز...


و در آخر میگویم: (برگرفته از جمله ای از کوروش کبیر)


شادی را هدیه کنیم حتی به کسانی که آن را از ما گرفتند،عشق بورزیم به آنها که دلمان را شکستند، دعا کنیم برای آنها که


نفرینمان کردند،درخت باشیم به رغم تبرها،بهار باشیم و بخندیم که خدا آن بالا با ماست...


عیدتان مبارک...




نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند 1390 ساعت 04:15 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |



دلم گرفته..امسالم داره تموم میشه..من هنوز نقطه سر خطم..


کارهای ناتموم تو سال 90 دارید؟؟؟

چندتا دل شکستید امسال؟؟؟

چند نفرو که دلتونو شکستن بخشیدین؟؟؟

چقد واسه دیگران وقت گذاشتید؟؟؟

چندبار وقتی سرتون خیلی شلوغ بود،حال دوستاتونو پرسیدید؟؟

شما امسال کاری کردید که احساس ندامت نکنید تو سال جدید؟


نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند 1390 ساعت 12:41 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |

قدیمی ترین پلی كه ماشینها روی آن رفت و شد میكنند در دزفول پلی به نام پل قدیم وجود دارد كه همچون 2500 سال پیش تردد روی آن ادامه دارد در پایه های این پل سرب گداخته به كار رفته شده است . لازم به ذكر است این پل توسط سربازان رومی و شخصی با نام اندامشك رومی ساخته شده است و تا كنون هم چند دوره فقط مرمت شده است .

قدیمی ترین بافت شهری! شهر تبریز دارای قدیمی ترین بافت شهری ایران است. این بافت تو در تو از زمان صفویه در این شهر مرسوم بوده که هنوز هم برخی از محل های قدیمی، دارای این بافت می باشد!
قدیمی ترین منطقه مسکونی شهری در ایران
 قدیمی ترین منطقه مسکونی شهری در ایران ظاهرآ شهر کرمان می باشد , کشفیات باستان شناسی نشان می دهد که شهر کرمان حتی پیش از مهاجرت آریائیها به ایران حالت شهری داشته و آثار آن در چند سال اخیر پیدا شده است .

 قدیمی ترین اسکلت انسان قدیمی ترین اسکلت انسان، متعلق به یک میلیون سال پیش، در کشور تانزانیا کشف شده است.

 قدیمی ترین پل قابل استفاده جهان قدیمی ترین پل قابل استفاده جهان در شهر دزفول واقع در شمال استان خوزستان است که 2500 سال پیش توسط اسیران رومی بر روی رود دز ساخته شده است

 قدیمی ترین پارچه قدیمی ترین تکه پارچه ای که تا به امروز باقی مانده است، متعلق به 5،900 سال قبل از میلاد است که اخیراً در منطقه چاتال هویرک در ترکیه کشف شده است .

قدیمی ترین قالی قدیمی ترین قالی، متعلق به 5 قرن قبل از میلاد، در 1947 در حفاریهای شهر پازیریک در شوروی از زیر خاک بیرون آورده شد. در این قالی پشمی ، نقوش به رنگ قرمز روی متن سفید بافته شده بود .

قدیمی ترین کتاب خطی قدیمی ترین کتاب خطی که تا به امروز سالم باقی مانده است، " مزامیر داود " به زبان قبطی متعلق به 1600 سال پیش می باشد که در سال 1984 در منطقه بنی صدف در مصر بدست آمد.

 قدیمی ترین موزه موزه آشمولین (Ashmolean) که در سال 1679 میلادی در شهر آکسفورد در انگلستان ساخته شد قدیمی ترین موزه در جهان به شمار می آید .

قدیمی ترین قلعه قدیمی ترین قلعه جهان در شهر گمدان در یمن قراردارد که دارای 20 طبقه بوده است و سال ساخت آن به قبل از سال 100 میلادی باز می گردد.
فلوت 35 هزار ساله، قدیمی ترین ابزار موسیقی دنیا


flute_narenji_ir.jpg

 

فلوتی که در تصویر بالا می بینید، اولین ابزار موسیقی تاریخ نژاد انسان و یکی از اولین مثال های زندگی تکنولوژیک این نژاد است و ثابت می کند که موسیقی حتی از 35 هزار سال پیش برای انسان شناخته شده و کاربردی بوده است. حضورتان را در برنامه گروه راک عصر سنگ خوشامد می گوییم.

این فلوت از استخوان یک کرکس عظیم الجثه ساخته شده و به دوران پارینه سنگی تعلق دارد. یک گروه باستان شناس این فلوت را در دهکده Ach در جنوب آلمان یافته اند. ارتفاع این فلوت 22 سانتی متر و قطر دهانه آن 2.5 سانتی متر است. همچنین دارای 5 سوراخ و یک برش وی شکل در یک انتها است. برای نواختن این فلوت قسمت وی شکل را جلوی دهان قرار داده و در آن می دمیده اند. البته قسمت انتهایی این فلوت از محل سوراخ پنجم شکسته است. اینها اطلاعاتی است که توسط دکتر نیکلاس کنارد، استاد دانشگاه تابینگن در اختیار رسانه ها قرار گرفته است

تحقیقات نشان داده است که این فلوت قادر به تولید دامنه نتی همانند فلوت های مدرن امروزی بوده است. دکتر کنارد همچنین به این نکته اشاره می کند که کشف این ابزار موسیقی نه تنها نشان دهنده شروع تمدن در انسانهای پارینه سنگی، بلکه یکی از برتری های مهم و مشخص آنها نسبت به انسان های نئاندرتال بوده است


نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند 1390 ساعت 10:04 ق.ظ توسط fateme rabet نظرات |

وقتی که تو بارانی می‌شوی در آسمان چشمانت غرق می‌شوم و فراموش می‌کنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجره‌ها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم می‌گیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که می‌دانم بارانی شدن، دل آسمانی می‌خواهد.


نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 07:41 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |

نه

همیشه برای عاشق شدن

به دنبال باران و بهار و بابونه نباش

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس

به غنچه ای می رسی

که ماه را بر لبانت می نشاند

 

گروس عبدالملکیان


نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 07:34 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |

شما جواب این سوالو بلدین؟؟؟؟



نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 12:02 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |

اگر خود را برای آینده آماده نسازید

بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید . . .

.

.

.

دیروز چک باطله است

فردا چک وعده ای است

امروز است که تنها نقدینه شماست

آن را عاقلانه هزینه کنید . . .

.

.

.

اولین قدم مثبتی که میتونید بردارید

این است که منفی نباشید . . .

.

.

.

اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی

و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .

.

.

.

گر گرد کسی بسیار گردی

گرچه بس عزیزی ،  خوار گردی . . .

.

.

.

عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . .

.

.

.

نود و نه درصد  ازنگرانیهای ما

در زندگی هرگز اتفاق نمی افتد . . .

(دیل کارنگی)


نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1390 ساعت 11:56 ق.ظ توسط fateme rabet نظرات |

قصه ی‌ انسان، قصه ی‌ یك‌ دل‌ است‌ و یك‌ نردبان

 قصه ی بالا رفتنـ

 قصه‌ ی هــ ـزار راه‌ و یك‌ نشانیـ

قصه ی‌ پله‌ پله‌ تا خدا

 قصه ی‌ جستـجو

.قصه ی‌ "از هر كجا تا او"

قصه ی‌ انــ ـسان،قصه‌ ی پیله‌ است‌ و پروانه

قصه‌ ی تنیدن‌ و شکافت

قصه ی‌ پرواز من‌

اما هنوز اول‌ قصه‌ ام

ایستاده روی‌ اولین‌ پله‌ نشانی گم کرده

با دو بال‌ ناتــ ـمام‌ ویك‌ آسمان‌

خدایا... دست‌ دلمـ‌ را میگیری؟


نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390 ساعت 07:16 ب.ظ توسط fateme rabet نظرات |


Design By : Pichak